زندگی پدر بزرگوار ما علیپوس پچر
پدر محترم ما آلیپوس غار خود را تقلید کننده ای از لوقا انجیلیست مقدس نشان داد [لوقا مقدس <unk> رسول ۷۰ ساله، نویسنده انجیل سوم و کتاب اعمال رسولان، همراه و همکار پاول مقدس.
پاول به نامه به کلسیان (4:14) و نقاش، بر اساس شهادت فیلوستورگیو و نیکیفور کالیس. بر اساس روایت، او یک تصویر از مادر خدا را نقاشی کرد. او در سن 80 سالگی در فیواهای بیوتسکی درگذشت.
او به خداوند خدمت می کرد که ما را به صورت و شباهت خود خلق کرده است (پیدایش 1:26) ، مانند لوقا، یعنی: او نه تنها چهره های معجزه آمیز مقدسین را بر روی آیکون ها نقاشی می کرد، بلکه فضایل آنها را در قلب خود تجسم می کرد؛ علاوه بر این یک پزشک شگفت انگیز بود؛ زندگی پرهیزکارانه او
به این شکل به ما نشان داده می شود:
در دوران شاهزاده ی نیکویکیوی ویسلواد یاروسلاویچ [ویسلواد یاروسلاویچ برای اولین بار از سال 1075 تا 1076 (ششم ماه) و برای دومین بار <unk> از سال 1078
در سال 1093 میلادی، در زمان حضور ایگومن مقدس نیکون، به دستور خدا و به توصیه پدران مقدس آنتونیوس و فئودسیوس [انتونیوس و فئودسیوس <unk> بنیانگذاران لاور کیف-غار.
فئودوسيا <unk> 3 مه] ، که در سال دهم ظهور خود به طور معجزه آمیز در قسطنطنیه ظاهر شدند، <unk> برای تزئین کلیسای مقدس غار، نقاشان یونانی به آنجا آمدند؛ این نقاشان بودند که علیپی مقدس را به پدر و مادر خود برای آموزش هنر نقاشی دادند.
مقدس آلیپی شاهد آن معجزه شگفت انگیز بود که در روایت کلیسا در غار روایت شده است، به ویژه: هنگامی که نقاشان مجسمه ای قصر را با نقاشی تزئین می کردند، در آن خود یک تصویر از مادر خدا را به تصویر کشیدند: در حالی که این تصویر روشن شد و درخشان تر از خورشید درخشان بود: سپس از دهان مادر خدا درخشان
کبوتر از کلیسا پرواز کرد و بعد از پرواز طولانی (در کلیسا) به دهان نجات دهنده که در تصویر بالای کلیسا بود، پرواز کرد.
در آن زمان، علیپوس با کمک معلمانش درس می آموخت، و علاوه بر این، در قلبش به خوبی نقاشی می کرد، زیرا نعمت روح القدس در آن کلیسا غار بود.
هنگامی که این نقاشی ها به پایان رسیدند و کلیسا را با تصاویر تزئین کردند، آلیپوس نیز توسط ایگومن نیکون با یک تصویر شگفت انگیز از صفات مقدس فرشته تزئین شد.
و مقدس آلیپیوس شروع به آموزش هنر به تصویر کشیدن در روح خود از فضایل قدیسان کرد، که در حال حاضر به هنر آموزش داده شده بود چهره های آنها را به صورت واقعی (در آیکون ها) به تصویر می کشید.
سنت آلیپیوس در کار خود آنقدر ماهر بود که به لطف خدا با تصویر قابل مشاهده در یک آیکون، به نظر می رسد که روحیه ای از فضایل را بازنویسی می کند؛ زیرا او هنر نقاشی را برای کسب ثروت، بلکه برای کسب فضایل آموخته است؛ او همیشه کار می کرد، تصاویر را برای
و از هر کس که به خدمت خود مشغول است و به کسی که نیازمند است، کمک کنید.
آلیپوس مبارک از هر کسی که در یک کلیسا تصویرهای فاسد دیده باشد درخواست می کرد که از او در این باره اطلاع دهد. او در این صورت بدون هیچ گونه پاداش، آن کلیسا را با هنر خود تزئین می کرد.
اگر یک قدیس از این کار آزاد بود، در آن زمان به هنر تصویرسازی برای خود تمرین می کرد و تصاویر را نقاشی می کرد که به کسانی که از آن طلا و نقره مورد نیاز برای تزئین تصاویر را قرض می گرفت، می داد.
این کار را یک مقدس انجام می داد تا وقت خود را در بی کاری صرف نکند، او مانند پدران مقدس باستان بود که همیشه مشغول کار دستی بودند، و همچنین با خود رسول اعظم پولس [زندگی او را در زیر صفحهٔ ۲۹ ژوئن ببینید] که می گوید: "این دست ها برای نیازهای من و نیازهای کسانی که با من بودند خدمت کردند"
(اعمال ۲۰: ۳۴)
اگر مقدّس آلیپیا به دستکاری خود پول می ساخت، آن را به سه بخش تقسیم می کرد: بخش اول را برای بازسازی تصاویر، بخش دوم را برای صدقه دادن به فقرا و بخش سوم را برای نیاز های صومعه خرج می کرد.
و هر سال این کار را می کرد و شب و روز استراحت نمی کرد، زیرا شب و روز در نماز و عبادت مشغول بود، و روز و روز با فروتنی، بی زحمت، پاکی، صبر، روزه، عشق، تقوا، به کارهای خود مشغول بود. هیچ کس هرگز او را بیکار نمی دید.
با این حال، او هیچ وقت از جلسات نماز غفلت نمی کرد، حتی برای تحصیلاتش.
وقتی که اسقف این قدر از فضیلت ها و هنرهای تصویرسازی در او توجه کرد، که او شایسته بود، با پوشیدن تصویر فرشته ای از رتبه های غیر مذهبی، خود را تقلید کننده پسر خدا عیسی مسیح نشان دهد،
کتاب پیدایش (14:18)
کتاب پیدایش که در مورد ملک صدق روایت می کند، هیچ چیزی در مورد منشأ ملک صدق و یا پایان زندگی او نمی گوید، که در کنار برکت ابراهیم، ملک صدق را، طبق توضیح رسول مقدس پولس (عبرانیان ۶:۲۰) ، پیش نمایش عیسی مسیح، <unk> کاهن اعظم و پادشاه ابدی، می کند.
(زبور ۱۰۹: ۴) اما به خصوص به وضوح و به طور دقیق اهمیت شکل دهنده ملک صدق در سنت مَلْکِ صِدِق آشکار شده است.
رسول پولس، در نامه به عبرانیان (۷ فصل) ، او را به درجه ایروایی ارتقا داد.
در آن زمان مقدس به عنوان یک چراغ بر روی شمعدان قرار داده شد (متی 5:15) ، یا بهتر است بگوییم، به عنوان یک نمونه برای تقلید در یک مکان بلند، درخشان با زیبایی کامل از فضایل غیر مذهبی و یهودی؛ و یک نمونه مقدس ساده نبود، زیرا معجزات را انجام می داد؛ از بسیاری از معجزات او را در اینجا به یاد می آوریم
بعضی ها.
یکی از شهروندان ثروتمند شهر کیف از بیماری کوبی رنج می برد و به دنبال کمک بسیاری از پزشکان، جادوگران و بت پرستان بود، اما نه تنها از بیماری اش تسکین نیافت بلکه به وضعیت بدترش رسید.
در آن زمان یکی از دوستان بیمار به او توصیه کرد که به صومعه غار برود تا از پدران مقدس دعا کند. او با نارضایتی موافقت کرد.
هنگامی که این بیمار به صومعه غار آورده شد، ایگومن دستور داد که او را با آب از چاه بزرگوار سیراب کنند و همچنین دستور داد که او را با همان آب و صورتش بشویند.
و در آن هنگام بر بدن بیمار به کیفر کفرش کثیری غبار آمد که همه از او دوری می کردند و نمی توانستند بوی بد بدن بیمار را تحمل کنند.
پس آن مرد با گریه و خشم به خانه اش برگشت و به خاطر بوی بدش که از خانه بیرون می آمد، چند روز از خانه بیرون نمی آمد. به دوستانش می گفت: "آن ها چهره ام را با شرم پوشانده اند.
من برای برادرانم غریبه و برای پسران مادرم بیگانه شده ام. " (زبور 68: 8-9) ، زیرا من به پدران مقدس آنتونیوس و فئودوسیا ایمان نیاوردم؛ و هر روز انتظار مرگ خود را داشتم.
اما بعد از آنکه به هوش آمد، تصمیم گرفت گناهان خود را اعتراف کند. بنابراین دوباره به صومعه غار رفت و به حضرت علیپوس گناهان خود را اعتراف کرد.
<unk> تو خوب کردی، پسر، که به گناهانم اعتراف کردی در مقابل من، این همان چیزی است که پیامبر برای خودش میگوید، وقتی به خداوند میگوید: "من گفتم، "تعدیل هایم را به خداوند اعتراف می کنم، و تو گناه گناهم را از من پوشاندی".
بعد از آن، مقدس آلیپیس او را به مدت طولانی با سخنرانی های نجات دهنده روحش آموزش داد، سپس، رنگ های تصویری را گرفت، صورت او را تزئین کرد، جای پوسیده را مسح کرد؛ پس از آن، مقدس آلیپیس بیمار را به کلیسا برد، او را به اسرار الهی دعوت کرد و به او دستور داد که با آبی که معمولاً شسته می شد، بشوید.
پس از آن كه كاهن ها از او سفارش كردند، پس از مدت كمى، خونش را از بيمار دور كردند و او مانند پيشين بهبود يافت.
در این معجزه پدر مقدس ما آلیپوس خود را تقلید کننده خود خداوند ما عیسی مسیح نشان داد؛ زیرا همان طور که مسیح، در حال درمان یک نفر از کوبی، به او دستور داد که به او ظاهر شود و هدیه ای را برای پاکسازی خود ارائه دهد (متی 8: 4).
و آن را به عنوان هدایتی برای خداوند آورد، چنانکه پیامبر می فرماید: "به خداوند چه بدهم؟ چرا که او برای من احسان کرده است".
(زبور ۱۱۵: ۳- ۴) در اینجا نیز در مورد هدیه ای ذکر می کنیم، زیرا نوه بزرگ این نفر، به خاطر پاکسازی او، صندوق طلایی را که بالای تخت مقدس در کلیسا غار قرار داشت، به عنوان تشکر از پاکسازی او، به هم زد.
علاوه بر این، الپیوس خود را تقلید کننده مسیح نشان داد، که یک نابینا را بهبود بخشید؛ زیرا همان طور که مسیح، در هنگام بهبود نابینا، ابتدا چشمان او را مسح کرد، سپس به او دستور داد که در استخر شیلوام (که به معنای "رسول" است) بشوی (یوحنا 9: 6-7) ، این کشیش نیز، در ابتدا
و او را به پاى او مى ماليد و فرمان مى داد كه او را با آبى كه رسالت خدا به او داده است بشوييد. و اين گونه از هر دو نوع مرضى شفا يافت.
به اين سرعت بهبود پيدا کرد.
اما آقاي آليپيوس به آنها گفت:
توجه داشته باشید که می گوید: "هیچ کس نمی تواند دو ارباب را خدمت کند" (متی 6:24) ؛ زیرا این مرد در ابتدا به دلیل گناهان خود در بردگی شیطان بود؛ بنابراین، وقتی او به خدا آمد، اما با مشورت دشمنان، از نجات خود ناامید شد و به خداوند ایمان نیاورد، که تنها می تواند
و او را شفا داد، و بدنش را به شدت مبتلا به کوبی کرد، به خاطر اینکه او ایمان نداشت. چون خداوند گفت: "مطالعه کنید" و فقط "مطالعه نکنید" بلکه "با ایمان" "به شما داده می شود".
اما حالا که دوباره به خدا رجوع کرد و توبه کرد، در حضور من، "خدا به خاطر رحمتش" (افسیان 2: 4) او را شفا داد.
وقتی مردم این را شنیدند، به قدس احترام گذاشتند و با شفا یافته به راه برگشتند، خداوند و پدران مقدس آنتونیوس و فئودسیوس، و همچنین شاگرد آنها، پدر مقدس ما آلیپوس را ستایش کردند؛ و در مورد این قدس آلیپوس گفتند که او به آنها به عنوان الیسای جدید [الیسای <unk> پیامبر اسرائیل] ظاهر شده است
به یاد او جشن میگیرند.
در این شهر یک مرد خدا ترس دیگر نیز زندگی می کرد. او در شهر کیف زندگی می کرد.
سِی یک کلیسا ساخت و آرزو کرد که هفت آیکون بزرگ برای تزئین کلیسا داشته باشد؛ این مرد نقره را همراه با تخته هایی که برای نقاشی آیکون ها در نظر گرفته شده بود، به دو راهب معروف خود در صومعه غار داد و از آنها خواست تا در مورد نوشتن آیکون ها با الیپیوس مقدس مشورت کنند.
پس از مدتی، شوهر به راهبان فرستاد تا از او بپرسند که آیا آثار او نوشته شده است یا نه؟ آنها گفتند که علیپیه نقره بیشتری می خواهد. سپس دوباره نقره ای را که از شوهر فرستاده شده را گرفتند و آن را به خود اختصاص دادند.
پس از آن، آن دو راهب که بی شرمی شدید داشتند، بار دیگر به شوهر (که به سنت بدگو بود) خبر دادند که علیپوس به همان اندازه نقره ای که دریافت کرده است، می خواهد.
ولی علیپایوس از کاری که راهبان انجام می دادند چیزی نمی دانست. سرانجام شوهر دوباره خبر فرستاد تا مطمئن شود که آیا آیکون ها نوشته نشده اند یا نه. راهبان، که نمی دانستند چه پاسخ دهند، گفتند که علیپایوس تمام نقره ای را که سه بار فرستاده شده بود، گرفته است، اما آیکون نمی خواهد بنویسد.
در آن زمان شوهر مسیح دوست به همراه همسرش به صومعه غار رسید و به نزد ایگومن نیکون رفت و علت غم و اندوه ای که علیپوس به او وارد کرده بود را به او گفت.
پس چرا، برادر من، تو به این پسرمان که از تو درخواست می کرد که بت هایی بسازد، این رنج را می دهی؟ و به هر اندازه ای که خواستی به تو می دهی، ولی تو که این مقدار پول را گرفته ای و قول داده ای که بت هایی بسازی، آنها را ننوشته ای، در حالی که در موارد دیگر بت ها را بدون هیچ هزینه ای ساخته ای.
و علیپایوس مبارک به این پاسخ داد: "پدر صادق، تو خوب می دانی که من هرگز در این کار تنبل نبوده ام؛ اما اکنون من کاملاً نمی فهمم که تو در مورد چه چیزی صحبت می کنی. " سپس ابوالعزیز دوباره به او گفت: "تو سه برابر قیمت برای نوشتن هفت آیکون گرفتی؛ اما هنوز آنها را ننوشته ای. "
و فوراً، به خاطر اینکه می خواست او را متهم کند، دستور داد تا تخته هایی را برای نوشتن آیکون ها بیاورند (تخته هایی که یک روز قبل در یکی از ساختمان های صومعه دیده شده بودند، و روی آنها هیچ چیزی نقاشی نشده بود).
نقره اي به مقدسي که اين راهبان عليپوس رو فاش کنن.
و فرستادگان بر تختها یافتند که آن ها به خوبی نوشته شده اند و آن ها را به امام بزرگ آوردند. و همه در آنجا بودند که این را دیدند، بسیار شگفت زده شدند و به شدت ترسیدند. و با لرزش به زمین افتادند و به مجسمه ای که دست انسان ساخته نشده بود، سجده کردند، یعنی تصویر خداوند، تصویر مادر مقدس.
و سایر تصاویر مقدس خدا.
سپس دو راهب آمدند که علیپوس را بدنام کرده بودند، و از این معجزه چیزی نمی دانستند، با مقدس بحث کردند و گفتند: "اینک سه برابر قیمت را گرفتی، اما نمی خواهی آیکون ها را بنویسی". وقتی این کلمات را شنیدند، همه کسانی که آنجا بودند، آیکون ها را به راهب ها نشان دادند و گفتند:
این آیکون ها که توسط خود خدا نوشته شده اند، گواهی می دهند که علیپوس بی گناه است. و راهبان، وقتی این آیکون ها را دیدند، از این معجزه وحشت کردند. آنها بلافاصله به سرقت و دروغ گفتن اتهام شدند، از صومعه اخراج شدند و از تمام اموالشان محروم شدند.
اما این راهبان از شرارت خود دست برنداشتند و شروع به پخش کردن توهین به مقدس علیپوس در شهر کردند، ادعا می کردند که آنها خود این تصاویر را نوشته اند.
نوشته شده توسط خود خدا که خواست علیپوس را توجیه کند.
بسیاری از شهروندان از شهر به صومعه رفتند تا این تصاویر را ببینند و به آنها احترام بگذارند.
با این حال، با وجود اینکه بسیاری از شهروندان به راهبانی که به Alpius مقدس توهین کردند، اعتقاد داشتند، خداوند، که به مقدسین خود افتخار می کند، همانطور که خود در انجیل مقدس می گوید: "شهر که بر بالای یک کوه است، نمی تواند پنهان شود" (متی 5: 14) ؛ و همچنین: "زمانی که چراغ را روشن می کنند، آن را زیر ظروف قرار نمی دهند، بلکه روی آن قرار می دهند".
(متی ۵: ۱۵) ، <unk> خدا از کارهای نیکو این مرد صالح پنهان نشد؛ زیرا تا خود شاهزاده ولادیمیر مونوماخ [ولادیمیر مونوماخ از سال ۱۱۱۴
در سال 1125 میلادی خبر این معجزه که خداوند برای علیپوس مقدس ایجاد کرده بود، به مردم رسید؛ این معجزه به این ترتیب تایید شد:
با اجازه خدا، آتش سوزی در کیف رخ داد که تقریباً کل پودل [بخش شهر] در کیف را سوزانده بود؛ در این بخش از شهر یک کلیسا با تصاویر ذکر شده نیز وجود داشت که نیز سوزانده شد؛ اما پس از آتش سوزی همه این تصاویر کاملاً سالم یافتند.
وقتی که شاهزاده این خبر را شنید، خودش به محل آتش رفت تا معجزه ای را که در آنجا رخ داده بود ببیند.
در آن زمان، شاهزاده ولادیمیر مونوماخ با جد و جهد آفریننده همه چیز بوآ را که این معجزه های بزرگ را به خاطر فضایل الپیوس بزرگوار انجام داده بود، ستایش کرد.
سپس یکی از آن آیکون ها را که آیکون مادر خدا بود، به شهر روستوف فرستاد تا به کلیسای سنگی که خودش ساخته بود، فرستاده شود.
سپس این آیکون در یک کلیسا چوبی قرار گرفت؛ اما این کلیسا نیز بعد از مدتی از آتش سوزی سوزانده شد؛ اما این آیکون دوباره بدون آسیب باقی ماند، بنابراین پس از آتش سوزی هیچ خراش کوچکی بر روی آن وجود نداشت.
همه این ها بدون شک زندگی فاضل پدر مقدس ما علیپوس را تایید می کند، که برای او خود این آیکون نوشته شده است.
حالا به معجزه ی مرگ یک سنت می رسیم تا ببینیم که این مرد، یک مجسمه ساز ماهر، چگونه به طرز شگفت انگیزی از زندگی فانی به زندگی جاودانی رفت.
يه مرد پرهيزگار از پدر بزرگوار "آليپوس" خواست که يک عڪس از مادر خدا را بنويسد.
اما بزرگوار به زودی بیمار شد و نزدیک بود به مرگش باشد، و در حالی که آیکون هنوز نوشته نشده بود، مرد به شدت از این حادثه غمگین بود و مقدس را بسیار ناراحت کرد.
پسرم، منو اذيت نکن، ولي تمام غم و اندوهت رو به خدا واگذار، و اون هر چه را که دوست داره انجام بده.
پس از آن، او در روز قبل از عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید عید
"چرا در مورد بیماری شدیدت به من چیزی نگفتی؟ پس من این تصویر را به یک نقاش دیگر می دادم که آن را برای من می نوشت، تا جشن منصفانه و جشن گرفته شود، اما اکنون تو مرا به شرمساری بزرگ می کشانی. "
پسرم، آيا من اين كار را به خاطر تنبل بودنم انجام داده ام؟ اما خدا مي تواند با يك کلمه به عڪس مادرش بنويسد. من خودم از اين دنيا ميرم، همانطور كه خداوند به من اين را وحى كرده است، اما نمي خواهم تو را به اندوه رها كنم.
بلافاصله بعد از اینکه او رفت به امام علیپوس رفت یک جوان روشن که شروع به نوشتن آیکون شوهرش کرد.
آلیپوس فکر کرد که این مرد از او عصبانی شده است و یک نقاش جدید را فرستاده است، و در ابتدا این جوان را به عنوان یک انسان می بیند؛ اما سرعت و زیبایی کار او نشان می دهد که چیزی فرشتگان است؛ زیرا او در طول سه ساعت یک تصویر بسیار زیبا نقاشی کرد، سپس روی یک تصویر طلا قرار می گیرد، سپس در حال مسواک زدن
رنگ های مختلف روی سنگ و نقاشی با آنها؛ سپس به کشیش گفت:
پدر، آیا در اینجا چیزی کم است؟ یا من اشتباه کرده ام؟ پادشاہ به او گفت: "تو همه چیز را به خوبی انجام دادی. خدا به تو کمک کرد که این تصویر را با این زیبایی بنویسید. خود خدا این کار را با تو انجام داد. " و هنگامی که عصر رسید، آن هنرمند و تصویر ناپدید شدند.
در همین حال مالک این آیکون از غم و اندوه شب را نمی توانست بخوابد، زیرا فکر می کرد که آیکون برای جشن آماده نخواهد شد؛ بنابراین او خود را مستحق چنین رحمت الهی نمی دانست و خود را گناهکار بزرگ می نامید.
و به همین دلیل، صبح روز بعد، او به کلیسا رفت تا گناهان خود را به خداوند اعتراف کند. اما به محض اینکه درهای معبد را باز کرد، یک آیکون را دید که در جای خود ایستاده بود.
او فوراً از ترس به زمین افتاد و فکر کرد که این یک روح است. سپس، کمی از زمین بالا رفت و به تصویر نگاه کرد و فهمید که این تصویر خود اوست.
از این رو او به شدت ترسید و سخنان مقدس علیپوس را به یاد آورد که به او گفته بود که آیکون برای جشن خود آماده خواهد بود. سپس رفت و همه خانواده خود را بیدار کرد.
خانواده اش با شادی با شمع ها و بوخوردارها به معبد شتافتند، و در آنجا مجسمه ای را دیدند که مانند خورشید درخشان بود، همه به زمین افتادند، به تصویر سجده کردند و از روح شادی آن را لمس کردند.
پس از آن، آن مرد پرهیزگار به نزد امام رفت و معجزه ای را که در مورد آیکون رخ داده بود، به او گفت. سپس آنها با هم به نزد امام علی (ع) رفتند و او را در حال رفتن از دنیا یافتند. با این وجود، امام از او پرسید: "پدر!
"آلیپوس" همه چیز را که دیده بود به آن ها گفت و گفت: "فرشته ای به این آیکون نوشته و او هم می خواهد جانم را بگیرد".
پس از گفتن این کلمات، فرد مبارک روح خود را در ۱۷ آگوست در دست خداوند سپرد. برادران، جسد او را پوشانده و به کلیسا بردند؛ سپس بعد از آواز خواندن، جسد مقدس را در غار مقدس آنتونیوس قرار دادند.
این گونه این نقاش مقدس معجزه آسا آسمان و زمین را تزئین کرد. بعد از اینکه در زمین به وجود آمد، با روح فاضل به آسمان بالا رفت، به افتخار خدای پدر که گفت: "باید انسان را به صورت و شباهت خود بسازیم" (پیدایش 1:26) و همچنین به صورت و شباهت خود.
(عبرانیان ۱: ۳) ، پسر خدا، که در شکل انسان شد (فلپ. ۲: ۷) ؛ همراه با روح القدس که در شکل کبوتر از آسمان نازل می شد (متی ۳: ۱۶) و زبان های آتشین (اعمال ۲: ۳).
همه ی این ها، خدا پدر، خدا پسر و خدا روح القدس، که در یک موجودی هستند، با پدر مقدس، علیپیمون را ستایش می کنیم و تا ابد جلال خواهیم داشت. آمین.
